ریشه مشکل ایرانیان!

ریشه مشکل ایرانیان!
عکاس: آرین ملک خسروی

چیزهایی را می دانم که می گویم اکثر ایرانی ها دوست ندارند بشنوند، من در ایران بوده ام و هم با سازمان های دولتی و هم با بخش خصوصی کار کرده ام. و من با مشکلات به خصوص در مورد سازمان ها و فرهنگ کار در ایران آشنا هستم.

بزرگ ترین مشکل ایرانی ها این است که نمی توانید با یکدیگر همکاری کنید و در کار گروهی خوب نیستید، البته تا حدودی مقصر آن سیستم آموزشی است که شما را برای آن آموزش نداده است، اما بخشی از آن به دلیل فرهنگ فردی افراطی و عدم مسئولیت اجتماعی است. مشکل دیگر این است که ایرانی ها در برنامه ریزی به خصوص برنامه ریزی بلندمدت خوب نیستند. و مشکل سوم عدم مسئولیت پذیری و اخلاق کاری است. و اینها ریشه اکثر مشکلات در ایران هم در محیط کار و هم در جامعه است، و اینها فقط در ایران نیست، جامعه ایران حتی در خارج از کشور هم این مشکلات را دارد.

اگر واقعاً می خواهید ایران را بهبود ببخشید، باید روی آن 3 عامل کار کنید. اگر بتوانید آنها را بهبود بخشید، نه تنها می توانید مسائل اقتصادی را حل کنید، بلکه می توانید مسائل سیاسی را نیز حل کنید. تا زمانی که مسئولیت را قبول نکنید و منتظر انجام آن توسط شخص دیگری باشید، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

و به من نگویید که دولت به شما اجازه نمی دهد، زیرا این یک دروغ است و شما آن را می دانید. می توانید از فردا روی آن کار کنید و من تضمین میکنم که دولت جلوی شما را نخواهد گرفت. دفعه بعد که در خیابان یا پارک نزدیک خانه خود قدم زدید و مقداری زباله روی زمین دیدید، آن را بردارید و در سطل زباله بیندازید. یا وقتی به اداره پست رفتید و دیدید مردم در صف ایستاده اند، به دیگران احترام بگذارید و منتظر وقت خود باشید. سرکار به محض اینکه سرپرستان رفتند، استراحت نکنید... و باور کنید مشکل فقط دولت و کارمندانش نیست، تقریباً همین نوع افراد در بخش خصوصی هستند... اگر از کارمند دولت می خواهید احترام بگذارد به شما! شما همچنین باید به آنها احترام بگذارید. اگر فکر می کنید وقتتان ارزشی دارد! به وقت دیگران هم احترام بگذارید... و اگر فکر می کنید حق دارید نظرات خود را داشته باشید! به نظرات دیگران نیز احترام بگذارید و اگر فکر می کنید اشتباه می کنند، با احترام و دلیل از آن انتقاد کنید. با این حال، من نمی گویم با انجام این کارها همه مشکلات حل می شود، این تمرینی است برای ایجاد مهارت های مورد نیاز برای حل مشکلات بزرگتر.

اگر به سخنان خود ایمان دارید و همانطور که آموزش می دهید زندگی می کنید و می توانید از مغز خود استفاده کنید. نیازی نیست با مشت آهنین رهبری کنید. نیازی نیست سر مردم فریاد بزنید. شما راهی خواهید داشت که نظر خود را روشن کنید و به آنچه می خواهید برسید.

به طور کلی به عنوان یک مربی همان توصیه هایی را به دیگران میکنم که به پسرم می کنم. ابتدا برای بهبود مهارت ها و دانش خود وقت بگذارید. سپس بر روی مهارت های ارتباطی خود کار کنید و شبکه خود را بسازید و مهارت های همکاری را در شبکه خود بهبود بخشید. به یاد داشته باشید که یک تیم به اندازه ضعیف ترین حلقه خود قوی است. به یکدیگر کمک کنند. به این ترتیب، نه تنها این برای پیشرفت شغلی شما مفید خواهد بود، بلکه به نفع گروه و جامعه شما نیز خواهد بود. اگر از نظر مالی مستقل نباشید، شما و گروهتان نمی توانید خیلی موثر باشید، بنابراین این چیزی است که همیشه در ذهن خود باید داشته باشید. سپس شاید به مشکلات محله یا مدرسه، خیابان ها، دفتر کار ... خود نگاه کنید و در مورد آن با گروه خود بحث کنید تا ببینید چگونه می توانید آنها را بهتر کنید... و سعی کنید تغییر را اجرا کنید، فعال باشید. گاهی اوقات تغییرات کوچک در محیط اطراف شما می تواند تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی شما داشته باشد. سپس شبکه خود را به صورت ارگانیک گسترش دهید و شاید با چالش های بزرگتر مقابله کنید…و پس از مدتی تغییراتی را که می خواهید، خواهید دید. به هر حال، همانطور که گفتم، همکاری را به خاطر بسپارید و باید بدانی که مغز ابزار بسیار بهتری برای حل مشکلات است. با این حال، این وظیفه من نیست که به شما بگویم چه تغییراتی باید در زندگی خود ایجاد کنید... زیرا این زندگی و کشور شماست و شما باید آن تصمیم را بگیرید و راه حلی برای آن پیدا کنید، اما خوب است بدانید که همیشه بیش از یک راه حل وجود دارد.

چیز مهم که باید بدانید این است که شما مسئول زندگی و تغییراتی هستید که می خواهید ببینید. و این مسئولیت شماست نه هیچ کس دیگری، اگر انتظار دارید که شخص دیگری تغییراتی را که می خواهید ببینید، انجام دهد، ناامید خواهید شد. روزی که مسئولیت را بپذیرید، قدرت تغییر هر چیزی را دارید.

مهمترین چیزی که باید بدانید این است که فعال اجتماعی بودن به معنای انجام کارها برای بهبود است. این نیست که بایستید و مشت خود را از عصبانیت تکان دهید. با این حال، تظاهرات مسالمت آمیز هرگز اختلال در صلح نیست. فساد، بی عدالتی، جنگ و ارعاب اختلال در صلح هستند. اما راه حل ها با مشت ساخته نمی شوند.

اکثر مردم بیش از حد تخمین می زنند که در یک سال چه چیزی می توانند به دست بیاورند و کمتر تخمین می زنند که در ده سال چه چیزی می توانند بدست آورند. به یاد داشته باشید در زندگی هیچ میانبری وجود ندارد.

  • راه ایران به سوی دموکراسی: درس هایی از گذارهای موفق